خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





از نفس افتاده‌ها

    زمانی که نه چندان دور است، پیر پارسا و دانایی، راه گم کرده ایران را می‌دانست و آن را با نور خود روشن ساخت تا هر آنکه راه راست را می‌خواهد، به چاه نیفتد. آن «مرد» آنقدر بزرگ بود که شاید در فهم برخی‌ها نمی‌گنجید، بزرگی او در شجاعت و دلیری‌اش بود و هم نترسی او از قلدران.

    بسیاری، خیل بزرگی از مردم ایران شدند مریدش و بی‌آنکه چون و چرا بیاورند هر آنچه گفت به دیده منت نهاده، راه راست و روشنی که او از پس خدایی بودنش چراغانی کرده بود، پیمودند.

    رهبری انقلاب اسلامی ایران را بر دوش کشید تا اینکه رهنمودهایش به پیروزی انقلاب انجامید، با یاری خداوند و همراهی مردم انقلابی برپا شد، بدون نمونه و نظیر که اگر خناسان و نااهلان خارجی و داخلی می‌گذاشتند، کاری می‌کرد کارستان. اما هر جا از حق سخنی و عملی باشد، باطل هم بیکار نمی‌نشیند. همه دشمنی‌هایش را، دسیسه‌هایش را آغاز می‌کند تا چراغ راه راست و درست را بسوزاند. تنها به اینکار بسنده نمی‌کند بلکه چشم دلها را هم نشانه می‌رود تا شاید بتواند آنها را از آن خود کند. باطل نور را، روشنایی را و حق را کور کننده خود می‌داند.

    پیر دانای ما، با رهبری‌های خردمندانه خود که با توکل به خداوند به پیروزی‌های بزرگی با امت خود دست یافته بود، بی‌آنکه ترسی از آن باطل که قدرتی هم داشت، مبارزه می‌کرد و پیش می‌رفت. همه دشواری‌های راه را سپری کرد و پشت سر گذاشت، اما، دشمن باطل همچنان به مانع‌تراشی مشغول بود، زمانی که لانه این دشمن باطل که خانه شیطان در قلب انقلاب اسلامی بود به تسخیر درآمد، دلهره‌ای در دل برخی‌ها افتاد که نگو! انگاری کار دنیا به آخر رسیده است. وحشت از اقدامی بزرگ که هیبت آن باطل مستکبر را به هم ریخته بود آن‌ها را هم، به هم ریخت. اما این شیطان بزرگ که از تحقیرش ذلیل شده بود، دست به کاری زد که ذلالتش صد چندان شد.

    حماقت و بلاهت، شیطان بزرگ را وادار به کاری کرد که بار دیگر بی آبرویی برای او ماند. طبس شد جهنمی برای آنهایی که آمده بودند به خیال خامشان بیایند و ببرند آن ۶۶ نفری که در خانه عنکبوت مشغول دسیسه و براندازی بودند. خدا به حسابشان رسید و توفان شن شد بلای جانشان.

    باطل اما دست بردار نبود؛ هنوز هم نیست. جنگی هشت ساله را، راه انداخت علیه انقلاب نوپایی که، می‌خواست روی پای خود بایستد و پایان این ۸ سال دفاعی که مقدس بود، سربلندی را برای ایران اسلامی به ارمغان آورد و رذالت و خواری را برای آن اهریمن پلید.

    در همان جنگ که دفاعی مقدس و برکتی پایان ناپذیر بود، بودند از نفس افتادگانی که با عجز و ناله‌های خود جام زهر را به او نوشاندند، که اگر همانها به رهنمودهای خمینی بت شکن عمل می‌کردند، معادلات آن زمان هم به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. گونه‌ای که بسیار گواراتر برای انقلاب اسلامی می‌بود.

    پیر دانای ما، هم او که یاران با وفایش، سلحشوری‌ها کردند در جنگ، بار سفر بست و با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار از میان ما رفت. اما جانشینی بر جا نهاد که راه انقلاب همچنان نورانی و روشن باشد.

    امام(ره) دل آرام رفت چرا که از امت خود آسوده خاطر بود و قلبی مطمئن داشت چرا که می‌دانست جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای، انقلاب را از گزندهای داخلی و خارجی مصون می‌دارد.

    اکنون نزدیک سی سال است که او هدایت کشتی انقلاب را به دست دارد. در این سالها گزندها و دسیسه‌های بسیاری علیه انقلاب اسلامی تدارک دیده شد، همه آنها همچون زمان امام(ره) با درایت و هوشیاری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و با پیروی امت، همچون برگهای پاییزی خشک و بی‌اثر بر زمین ریخت.

    اما در این میان، همچنان هستند آنهایی که در زمان حیات بت شکن زمان، ساز ناکوک می‌نواختند، اکنون هم می‌نوازند، یا وابسته‌اند یا از نفس افتاده، وابسته باشند گونه‌ای دیگر با آنها باید رفتار کرد، از نفس افتاده که اگر اینگونه باشد خود را کنار بکشند بهتر است تا راه باز شود.

    سدکرده‌اند راه انقلاب را و نمی‌گذارند تازه نفس‌های انقلابی راه را طی کنند. اگر اینگونه ادامه یابد تخریب‌چی‌های انقلابی به امر رهبری این از نفس افتاده‌ها را باید خنثی کنند و از سر راه بردارند.

    اگر برجام آفتاب تابان است، این آفتاب تابان ثابت می‌کند بر همه، آمریکا کعبه آمال نیست پس امید بستن به آن سراب است.

    این از نفس افتاده‌ها که می‌پنداریم وابسته نیستند و نباشد، نفس بگیرند از نفس حق دانای خردورزمان. نفس تازه کنند آنگاه جان می‌گیرند.

    به این باور برسند که وقتی ایشان می‌گوید: «این که می‌گویند اگر با آمریکا سازش کنیم مشکلاتمان حل می‌شود، فکر خطایی است. ۱۰ دلیل می‌شود گفت که این حرف غلط و دروغ و فریب است، ... آخرین این دلایل برجام است.»

    ای آنهایی که وابسته نیستید، انشاالله شما همان از نفس افتاده‌هایید، باور کنید اگر با آمریکا سازش کنیم مشکلاتمان حل نخواهد شد. دل بدهید، دنیایی به داشته‌ها و یافته‌ها نگاه نکنید، آنگاه شما هم می‌شوید تازه نفس انقلابی.

    داستان این وابستگان از نفس افتاده مانند حکایت« عزت با رنج بهتر از ذلت بى رنج»گلستان سعدی است که برای پند همگان می‌گوید؛
    دو برادر بودند كه یكى از آنها در خدمت شاه به سر مى‌برد و زندگى خوشى داشت و دیگرى از كار بازو، نانى به دست مى‌آورد و مى‌خورد و همواره در رنج كار كردن بود.
    یك روز برادر توانگر به برادر زحمت‌كش خود گفت: چرا چاكرى شاه را نكنى، تا از رنج كار كردن نجات یابى؟
    برادر كارگر گفت: تو چرا كار نكنى تا از ذلت خدمت به شاه نجات یابى؟ كه خردمندان گفته‌اند: نان خود خوردن و نشستن بهتر از بستن شمشیر طلایى به كمر براى خدمت شاه است.


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : انقلاب ,باطل ,بود، ,اسلامی ,بودند ,انقلابی ,انقلاب اسلامی ,آمریکا سازش ,سازش کنیم ,کنیم مشکلاتمان ,نجات یابى؟ ,
    از نفس افتاده‌ها

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده